او كتابي به عربي نوشت بهنام المغني في علم النحو كه اقتباسي است از انموذج زمخشري، و شرحي بر الكَـشّـاف عن حقائق التنزيل، از همان موٴلف. همچنين شرحهايي بر كافيه و شافيهٴ ابن حاجب (سيزدهم ـ 1) نوشت. سرانجام شرحي نوشت بر مجموعهٴ فتاوي فقيه شافعي عبدالغفار بن عبدالكريم قزويني (متوفا 1260).
خـطيـب دمـشقـي
اديب ترك يا ايراني عربينويس (1267 م/ 655 ه ق ـ 1338 م/ 739 ه ق).
جلالالدين ابوالمعالي محمد بن عبدالرحمان قزويني معروف به خطيب دمشقي قزويني. در سال 1267م / 655 ه ق در آسياي صغير يا در قزوين زاده شد و نخست در ميهن خودش، بعداً در دمشق (1324) قاضي شد و سرانجام مقام قاضيالقضاتي قاهره (1327) را يافت. او بر ناصر محمد (از مماليك بحري 1309 ـ 1340م) تأثير خوبي داشت، ولي از زيادهرويهاي پسرش عبدالله بن محمد رنجيد و سرانجام مجبور به بازگشت به دمشق شد و اندكي بعد در نوامبر سال1338م / جمادي اول 739 ه ق وفات يافت.
مهمترين تأليفش گزيدهاي از بخش سوم مفتاحالعلوم سكاكي (سيزدهم ـ 1)، دربارهٴ علم معاني و بيان است (بخش اول و دوم به صرف و نحو اختصاص دارد). اين گزيده موسوم به
تلخيص المفتاح بيشاز خود مفتاح شهرت يافت و شرح هايي بر آن نوشتند. او كتاب ديگري بهنام ايضاح في المعاني و البيان نوشت كه آقسرايي (چهاردهم ـ 2) و ديگران آنرا شرح كردهاند.
تـركـي
ابـوحيـان
فقيه و نحوي اندلسي، موٴلف نخستين دستور زبان تركي (1256 ـ 1334م/654 ـ 735 ه ق).
اثيرالدين ابوحيان محمد بن يوسف... بن حيان غرناطي نَفْزي جياني. در نوامبر سال 1256م/ ذيقعده 654 ه ق در غرناطه زاده شد. اصلش از قبيلهٴ بربر نفزه در جيان بود.1 در غرناطه، مالقه و المريه تحصيل كرد و فقيه ظاهري شد.2 مقارن سال 1280 به مغرب و مصر سفر كرد، در مصر به سفرهاي زيادي پرداخت و تا عيذاب بر كرانهٴ درياي سرخ رفت. زيارت حج بهجاي آورد و از راه شام به مصر بازگشت. در قاهره به تدريس حديث پرداخت، نزد نحوي معروف ابن نَـحّـاس تحصيل كرد و پساز وفات وي در سال 1298 جانشين او شد. او خود از معروفترين مدرسان قاهره گشت. يكي از دو فرزندش كه دختري بهنام نُـضار بود (1303 ـ 1339م)، به فضل و ادب